استعاره نی در مثنوی
سالن ایوان شمس عصر روز دوشنبه 1391/3/29 مصادف با عید سعید مبعث شاهد دومین نشست از دومین دور مجموعه نشست‌های رستخیز ناگهان بود. پخش تلاوت قرآن، اجرای سرود جمهوری اسلامی و پخش نماهنگی با موضوع عید مبعث آغازین برنامه‌های این نشست بود. بخش معرفی کتاب این نشست که از بخش‌های جدید سلسله نشست‌های رستخیز ناگهان به شمار می‌رود به معرفی کتاب بحر در کوزه، نقد و تفسیر قصه‌ها و تمثیلات مثنوی، اثر ارزشمند دکتر غلامحسین زرین کوب اختصاص داشت که توسط خانم ندا خوشقانی اجرا شد.

سالن ایوان شمس عصر روز دوشنبه 91/3/29 مصادف با عید سعید مبعث شاهد دومین نشست از دومین دور مجموعه نشست‌های رستخیز ناگهان بود. پخش تلاوت قرآن، اجرای سرود جمهوری اسلامی و پخش نماهنگی با موضوع عید مبعث آغازین برنامه‌های این نشست بود. بخش معرفی کتاب این نشست که از بخش‌های جدید سلسله نشست‌های رستخیز ناگهان به شمار می‌رود به معرفی کتاب بحر در کوزه، نقد و تفسیر قصه‌ها و تمثیلات مثنوی، اثر ارزشمند دکتر غلامحسین زرین کوب اختصاص داشت که توسط خانم ندا خوشقانی اجرا شد.

سخنرانی دکتر محمد رضا بهشتی با موضوع «استعاره نی در مثنوی» بخش اصلی این نشست را تشکیل می‌داد. ایشان پس از اظهار شادمانی به مناسبت سخنرانی در چنین جمع و در چنین روز بزرگی سخن خویش را با ذکر مقدماتی در مورد اهمیت نوع اندیشه و بیان استعاری آغاز کردند. ایشان فرمودند: بحث در مورد اندیشه متافوریک از مهمترین مباحثی است که در دو سه دهه اخیر بدان پرداخته شده است. ما معمولاً استعاره را از صناعات ادبی می‌شناسیم. صناعات ادبی نیز خود به لفظی و معنوی تقسیم می‌شود. در مورد صنایع بدیع معنوی گفته شده است که حسن و زینت کلام مربوط به معناست به گونه‌ای که اگر الفاظ را با حفظ دلالتی که دارند با هم جابجا کنیم خود معنا زیباست و ما با یک حسن معنوی سر و کار روبروییم. حقیقت و مجاز نیز از بحث‌های مهمی است که با آن روبروییم. در این بحث حقیقت کاربرد لفظ است در معنای اصلی خود و مجاز کاربرد لفظ در معنای غیر اصلی یا غیر ماوضع له می‌باشد. برای کاربرد لفظ در معنای غیر اصلی یا مجازی به علاقه یا مناسبتی احتیاج داریم و اگر این علاقه مشابهت باشد بدان استعاره می‌گویند.

در ادامه بحث خویش این سؤال را مطرح کردند که: آیا کاربرد مجاز و استعاره تنها برای آراستن کلام است و به عنوان یک صنعت ادبی به شمار می رود؟
سپس فرمودند: طی سده‌های متمادی شناخت جدی را شناخت عقلی و قرآنی و استدلالی می‌دانستند به همین دلیل در این نوع شناخت جایی را برای استعاره و مجاز قایل نبوده‌اند و این نگرش در سنت فلسفی باقی ماند. کاربرد مجاز و استعاره حتی گمراه کننده نیز هست به گونه‌ای که این آرزو را برمی‌انگیزد که ای کاش زبان فاقد این گونه عناصر گمراه کننده بود تا انسان دچار فلتاتی که زبان باعث آن می‌شود نمی‌شد. حتی تلاش‌هایی نیز برای ایجاد زبان اسپرینتو انجام شد. نیز فرمودند: امروزه می‌دانیم که مسلماً نقش مجاز و استعاره فقط آرایه کلامی نیست. ما همواره در گفتگوهای روزانه حتی در گفتارهای فلسفی و علمی خود از مجاز و استعاره استفاده می‌کنیم. حتی به تعبیر شلی زبان ضرورتاً مجازی و استعاری است؛ چراکه روابطی را در بین اشیاء برجسته می‌کنند که بیشتر از آن چیزهایی است که ما در دلالت‌هایی که با استدلال و برهان سر و کار داریم آنها را می‌یابیم. در واقع زنده بودن زبان در این است که بتواند در این عرصه خود را گسترش بیشتری دهد.

دکتر بهشتی پس از این مقدمات نسبتاً طولانی به بحث اصلی خویش پرداختند. ایشان بیان داشتند در همین دیباچه مثنوی با استعارات متوالی روبرو هستیم. در اولین تعبیر استعاری انسان به نی تشبیه شده است و نی خود به زهر و تریاق. انسان و نی، نی و زهر، زهر و تریاق... . نی سخن از انسان یا مولاناست. سخن از نی، نی حکایت گر و حکایت، حکایت جدایی است. بانگ نی بانگ حزینی است و این بانگ حزین خود حاکی از جدایی است؛ جدایی نی از نیستان یا انسان از مبدأ وجود و از زمانی که این جدایی حاصل شده است هر بانگی که از نی برمی آید حکایت گر آن هجران است. سینه شرحه شرحه از فراق نیز می‌تواند به دو معنی باشد؛ هم می تواند به مخاطب برگردد بدان معنا که مخاطب نی باید سینه ای شرحه شرحه داشته باشد «تا بگویم شرح درد اشتیاق» هم می‌تواند به نی (که سینه اش به علت وجود سوراخ‌های متعدد شرحه شرحه شده) یا خود مولانا برگردد. در پایان نیز بیان داشتند یکی از زیباترین تفسیرهای آیه انّا لله و انّا الیه الرّاجعون می‌تواند این بیت نی نامه باشد که: هر کسی کو دور ماند از اصل خویش / باز جوید روزگار وصل خویش.

تبیین «سیمای انسانی مولانا» بخش دیگری از برنامه های این نشست بود که توسط دکتر کتابی و از کتاب مناقب العارفین شمس الدین افلاکی اجرا شد.

مثنوی خوانی این نشست را دکتر ایرج شهبازی و خانم مریم موسوی بر عهده داشتند. دکتر شهبازی در بحث خود که به سویه های تاریک و سویه های روشن وجود انسان اختصاص داشت فرمودند: در انسان هم نکات مثبت یا سویه‌های روشن وجود دارد و هم نکات منفی یا سویه‌های تاریک. از حیث نگاه به این سویه‌ها سه نوع نگاه به انسان وجود دارد؛ نگاه حماسی که فقط سویه‌های روشن انسان را به رسمیت می‌شناسد و نماینده بزرگ این نوع نگاه را می توان مولوی دانست. نگاه دوم که سویه‌های منفی و تاریک را در انسان به رسمیت می‌شناسد و بزرگترین نمایندگان آن را می‌توان خیام و ابوالعلاء معرّی دانست؛ و نگاه سوم که هر دو سویه را در انسان به رسمیت می‌شناسد و بزرگترین نماینده آن را می‌توان قرآن و نهج البلاغه دانست.

مولانا نیز اگر چه نماینده نگاه اول شمرده شد وقتی از بلندای عرفانی خود پایین آمده و در سطح زندگی معمولی به انسان می‌نگرد سویه‌های تاریک انسان را نیز به رسمیت می‌شناسد. پذیرفتن این نکته که سویه‌های منفی در وجود ما رسمیت دارند نتایج بزرگی در زندگی ما به وجود می‌آورند. ایشان سپس این نتایج را این گونه برشمردند:
1- روی آوردن به مدارای با دیگران.
2- آشتی کردن با خود و دور ریختن احساس گناه کاذب.
 3- توجه کردن به نکات منفی در برنامه‌ریزی‌های خود.
 4- رسیدن به یک انسان شناسی دقیق‌تر با شناخت سویه‌های منفی.
 5- رسیدن به این نکته که این سویه‌های منفی برای زندگی ما ضروری است.
 6- از آنجا که این سویه‌های منفی در زندگی ما ضروری است پس ما حق نداریم آنها را از زندگی خود خارج کنیم و باید آنها را تصعید کرده و در مسیر درست آن قرار داد.
 در ادامه این بخش خانم موسوی به قرائت ابیات داستان عایشه و پیامبر در مثنوی مولوی که به همین بحث اختصاص داشت پرداختند.
پایان بخش دومین نشست رستخیز ناگهان در سال 91 اجرای موسیقی سنتی توسط گروه «طرز» به سرپرستی فرشید کاکاوند و همراهی هنرمندان گرامی فرامرز کاکاوند، سید امین قمری، مصطفی افشاری عارف و مهرداد ملکی اختصاص داشت که قطعاتی از قبیل خانه سودا، وای دل، مجنونی و... را به اجرا درآوردند.


دسته بندی: رستخیز ناگهان