شبِ دزدی رازها، برگزار شد
منتشر شده در 1393/11/10,

این برنامه ششمین کارگاه تحلیل داستانهای مثنوی بود که در آن به داستان سلطان محمود و شبِ دزدان از دفتر ششم مثنوی پرداخته شد. دکتر حمیدرضا توکلی در ابتدا به داستانهای مشابه در فرهنگ ایران و فرهنگ بشری که به پوشیدن جامۀ مبدل توسط پادشاه پرداخته اند اشاره کرد و به جنبه های جامعه شناختی و روانشناختی حضور ناشناس پادشاه در جامعه و بیرون از کاخ شاهی پرداخت. در ادامه به تحلیل مولانا از این قصه که بیشتر متمرکز بر نگاه ویژه وی به حواس برتر بود، اشاره شد. مولانا قصه را در افق انفسی قرار می­دهد که در آن، حواس، جنبۀ نمادین می­یابند؛ بالاترین حس از نگاه مولانا حس بینایی قلمداد می شود که به گونه ­ای رمزی به بینش و نگرش اشاره می کند. در این قصه به نظر مولانا آن کسی نجات می یابد و موجب نجات دیگران می شود که از چشمی دیگر برخوردار است و پادشاه را در دادگاه باز می شناسد. 




در ادامه دکتر توکلی نگاه مولانا و عارفان به مقوله حواس ظاهر و باطن، تبدیل حواس و مقایسۀ معنادار چشم و گوش به عنوان رمزهای معرفت شنیداری و معرفت شهودی پرداخت و در پایان سخنرانی، بازنویسی خلاقانه­ ای از همان قصه را برای حاضران خواند. این قصه قرار است در کنار شش قصۀ دیگر به همراه تصویرگری های هنری برای کودکان و نوجوانان از سوی سروش مولانا انتشار یابد. 



پس از سخنرانی، برنامۀ مثنوی خوانی با آواز امیر اثنی عشری و همراهی تار علی نجف پور اجرا شد. این مثنوی خوانی بر پایه ابیاتی متناسب با سخنرانی، از این قصه و بخش هایی دیگر از مثنوی که مولانا به موضوع حواس پرداخته، انتخاب شده بود و در دستگاه نوا به همراه مرکب خوانی نواخته و در آن به شکل خلاقی از آواز و قطعات ضربی و ریتمیک استفاده شد.