چهارمين همايش مهر مولانا
منتشر شده در 1393/09/25, توسط مریم گلکار,
0
چهارمین همایش مهر مولانا با موضوع قلمروهای حاکمیت اخلاق روزهای سه‌شنبه و چهارشنبه 8 و 9 مهرماه سال 93 به مناسبت بزرگداشت مولانا در تالار ایوان شمس تهران برگزار شد. سخنرانان این نشست استاد مصطفی ملکیان، دکتر امیر صائمی، دکتر ابوالقاسم فنایی، دکتر کاوه لاجوردی، دکتر محسن جوادی و دکتر شیرزاد پیک‌حرفه بودند.
نخستین روز از چهارمین همایش مهر مولانا با خوش‌آمدگویی آقای محسن شعبانی، دبیر همایش مهر مولانا، و قرائت پیام همایش آغاز شد. وی در ابتدا ضمن تشکر از اساتید، همراهان و میهمانان بزرگداشت مولانا با ذکر نکاتی به مرور موضوعات همایش مهر مولانا در سال های گذشته پرداخت. در دومین همایش به بررسی نظام‌های اخلاقی مختلف از جمله اخلاق عرفانی، اخلاق دینی، اخلاق فلسفی و مقایسۀ آنها با یکدیگر پرداخته شد تا مقدمه‌ای برای شروع نظام اخلاقی مولانا باشد. در سومین همایش، اخلاق و سایر منابع هنجارگذار بررسی شد؛ و امسال در چهارمین همایش بررسی قلمروهای حاکمیت اخلاق موضوع اصلی سخنرانی‌ها بود.
 

در ادامه، استاد مصطفی ملکیان، به‌عنوان نخستین سخنران، در ابتدا با اشاره به موضوع مجموع سخنرانی‌های این دو روز (دایره شمول احکام اخلاقی) به تفصیل چنین بیان داشتند که همۀ سخن دربارۀ دایرۀ شمول احکام این است که این احکام و قواعد تا کجا گسترده می‌شوند. در زندگی ما نهاد اخلاق در کنار سایر منابع هنجارگذار اجتماعی بر رفتار، زندگی و عمل ما حاکمیت دارند. در مجموع شش منبع هنجارگذار اجتماعی وجود دارد: اخلاق، حقوق، دین و مذهب، آداب و رسوم، زیبایی‌شناسی و مصلحت‌اندیشی.
 

منظور تعیین دامنۀ شمول احکام اخلاقی باید سه مبحث مشخص شود: 1- تعیین محمول گزاره‌های اخلاقی، 2- تعیین موضوع سخن گزاره‌های اخلاقی، 3- تعیین موضوع سخن گزاره‌های اخلاقی دربارۀ ارتباط انسان‌ها. ایشان پس از توضیح کامل هریک از این موارد در تعریف مفهوم دو واژۀ "وظیفه" و "مسئولیت" چنین اظهار داشتند که در میان افعال درستی که هر لحظه پیش پای ماست درست‌ترین آنها وظیفۀ ما محسوب می‌شود پس وظیفه یعنی درست‌ترین درست در هر لحظه. اما مسئولیت مفهوم بسیار پیچیده‌ای است که ما منحصراً به مبحث مسئولیت در قلمرو اخلاق می‌پردازیم. در کتب اخلاق مسئولیت به دو معنا به کار می‌رود:  1- مسئولیت به معنای علیت، 2- گاهی به‌معنای وظیفه، بدین معنا که وظیفه و مسئولیت دو لفظ‌اند ولی یک معنا را می‌رسانند. ایشان همچنین در ادامه با ذکر انواع مختلف هریک از این دو واژه و نظریات مختلف مرتبط با این مفاهیم به سخنرانی خود پایان دادند.
 بعد از سخنرانی استاد ملکیان دکتر دریا اُرس، رئیس بنیاد عالی زبان، فرهنگ و تاریخ آتاتورک در ترکیه، به ایراد سخنرانی پرداخت. به گفتۀ وی مولوی کسی است که کلامش پیام دارد، پیامش نظام دارد و نظامش اسلام دارد و ما در ترکیه، مولانا را به این دلیل که درک و فهم درستی از اسلام دارد و همیشه ما را دعوت به صلح آشتی میان آدمیان می‌کند دوست داریم. ما مولوی را به این دلیل که کرامت ذاتی انسانی را در صحبت‌های خود به میان می‌آورد دوست داریم. او همیشه مردم را از صورت به سوی معنا دعوت می‌کند.
 

مقصود اصلی مولانا رساندن مردم به وحدت است، هم وحدت انسانی و هم وحدت الهی. چنان که می‌گوید مثنوی ما دکان وحدت است.
 ادامه برنامه با سخنرانی سوم جناب آقای دکتر امیر صائمی، فارغ التحصیل دانشگاه سانتا باربارا از امریکا همراه بود. موضوع بحث ایشان، خوی اخلاقی: فضیلت و رذیلت بود. وی در ابتدا مقدمه‌ای در باب اخلاق فضیلت و نیز اخلاق فضیلت ارسطویی عنوان کرده و در ادامه به مقایسۀ مولانا و ارسطو پرداخت.
 

 ایشان در جستجوی پایه‌ای‌ترین مفهوم میان وظیفه، فضیلت و خوشبختی، دیدگاه‌های فلاسفۀ مختلف را عنوان کرده و ویژگی‌های خوشبختی را از دیدگاه ارسطو چنین بیان داشت: 1- شما به‌دنبال خوشبختی هستید فقط به‌خاطر خودش و نه به‌خاطر ویژگی دیگری. 2- خوشبختی شما را به سادگی نمی‌توانند از شما بگیرند و 3- خوشبختی به تنهایی زندگی شما را معنادار می‌کند. ارسطو برهانی بنام برهان کارکرد دارد که مبتنی بر سه مقدمه است 1- خوبی یک چیز در این است که وظیفه‌اش را به خوبی انجام دهد 2- چیزی وقتی وظیفه‌اش را خوب انجام می‌دهد که آن را براساس فضیلت‌های متناسب با خودش انجام بدهد. 3- خوبی یک چیز در این است که وظیفه‌اش را متناسب با فضیلت‌هایش انجام دهد. صائمی با توجه به این مقدمات به بررسی عملکرد انسان از دیدگاه ارسطو پرداخت و با طرح سوالاتی از این دست که آیا از نظر ارسطو فضیلت برای خوشبختی کافی است یا خیر سعی در توضیح این مفاهیم داشت و در نهایت به مقایسه نظریات مولانا و ارسطو پرداخت، به این شرح که ارسطو نهایتا می‌گوید ما در زمین از طریق زندگی فضیلت‌مند خوشبخت می‌شویم در حالی‌که یک نوع خوشبختی برای مولانا معنی دارد و آن زندگی در حیات اخروی است. وی غایت شناسی مولانا را از سنخ افلاطونی خواند و نه ارسطویی.
دکتر ابوالقاسم فنایی آخرین سخنران اولین روز این همایش بودند. موضوع سخنرانی ایشان، که به صورت ویدئو کنفرانس ارائه می‌شد، حسن و قبح اخلاقی: خوب و بد بود. ایشان در تعریف فلسفی و لفظی خوبی و بدی به این مطلب اشاره کردند که معنای هر چیزی مبنای آن هم هست، معنای معرفت مبنای معرفت هم ست.
 

 به دو معنا می‌توان گفت معنای هر چیز مبنای آن هم هست: 1- متافیزیک و2- معرفت‌شناسانه. سپس با تعریف خوبی و بدی با استفاده از تاریخچۀ این مبحث و نظر جرج ادوارد در ادامه اذعان کرد که  اولا خوبی و بدی از اوصاف انتزاعی بوده و ثانیا منشأ انتزاع آنها متکثر است. در نتیجه خوبی معنای واحد و بسیطی دارد که این معنای واحد و بسیط از معانی گوناگونی انتزاع می‌شود. به همین دلیل تعریف خوبی و بدی بر اساس یکی از آن معناها نادرست است.
اولین روز از چهارمین همایش مهر مولانا با هنرنوازی گروه موسیقی سروش مولانا به سرپرستی علیرضا راستین‌فر به پایان رسید.

روز دوم همایش پس از قرائت قرآن و پخش سرود جمهوری اسلامی ایران، و با اجرای آقای دکتر امیر الهامی آغاز شد.
اولین سخنرانی این روز به عهدۀ آقای دکتر کاوه لاجوردی، دکترای فلسفه از دانشگاه تورنتو، با موضوع جواز اخلاقی درست و نادرست بود. ایشان در ابتدا با طرح سوالی مفهوم واقعگرا را چنین بیان نمود که" واقعگرا در اخلاق یعنی این موضع که درستی یا نادرستی احکام اخلاقی مستقل از باورها و خواست‌های ما هستند. واقعگرا اصطلاحی فنی است و موضع فلسفی را توضیح می‌دهد".
وی همچنین پس از ذکر نکاتی دربارۀ واقعگرابودن در اخلاق به تعریف ذهنیت‌گرایی و نکاتی در باب این موضوع پرداخت.  وی دربارۀ نظریۀ فرمان الهی افزود:" نظریۀ فرمان الهی معتقد است فرمان خداوند بر اخلاق مقدم است." ایشان پس از اشاره به مزایای آشکار این نظریه به ذکر انتقاداتی از چند تن از فیلسوفان و بررسی این انتقادات پرداخته و اضافه کرد که شاید تامل در قرآن نشان دهد که نظریه فرمان الهی چندان با منطق قران در مورد اخلاق سازگاری نداشته و میتوان به دو نوع نظریه واقع گرایی دیگر اشاره کرد: 1- نتیجه‌گرایی 2- فایده‌گرایی." ایشان در انتها سخنرانی خود، مطالب را اینچنین خلاصه کردند که  افراد می‌توانند در مورد اخلاق واقع‌گرا باشند یا نباشند. واقعگرابودن در این خصوص است که احکام الهی صدق و کذب داشته و این صدق و کذب مستقل از باور ، خواست و دانش ماست.

ادامه همایش با مثنوی‌خوانی (داستان دقوقی و ابدال) به وسیلۀ دکتر ایرج شهبازی همراه بود و در ادامه دکتر محسن جوادی با موضوع «الزام اخلاقی، باید و نباید» به ایراد سخنرانی پرداختند. ایشان پس از پرداختن به موضوعات باید های اخلاقی و نظریه الزام با طرح این سوال که :" مبنای باید های اخلاقی چیست ؟" نظریات مختلفی را عنوان نمود و به نظریه هیوم اشاره کرد که هیوم به افرادی که از هست ها نتایج اخلاقی می‌گیرند، طعنه می‌زند و تنها کسانی که با هیوم همدلی کردند کسانی هستند که که به نوعی باید ها را اعتباری می‌دانند، یعنی می‌گویند بایدها را ماییم که می‌سازیم.
 

 
سخنران بعدی آقای دکتر شیرزاد پیک حرفه با موضوع دایره ی شمول گزاره‌های اخلاقی به ایراد سخنرانی پرداختند. در ابتدا با طرح این پرسش اصلی که "محدوده اخلاق تا کجاست" پاسخ این سوال به سه دسته تقسیم کرد: 1- گروهی بر این باورند که اخلاق فقط کار بد نکردن است و کار خوب کردن لطف است نه وظیفه اخلاقی(دیدگاه حداقل گرایی) 2- گروهی بر این باورند که اخلاق شامل همۀ ساحت‌های زندگی ما می‌شود وهیچ فرقی ندارد. ما باید همیشه کاری کنیم که خیر را در گستره‌ای گسترده بگستراند. 3- گروهی بر این باورند که اخلاق در درجه نخست در بارۀ کار بد نکردن است اما اگر کار خوب کردن برای ما خیلی دشوار و پرهزینه نبود کار خوب کردن هم وظیفۀ ماست (دیدگاه اعتدال‌گرایی).
آخرین میهمان دومین روز همایش جناب آقای دکتر مظاهری، مشاور ارشد وزیر ارشاد، بود که در بخشی از سخنانش به این نکته اشاره کرد که مولانا همچنان زنده است و زنده خواهد بود. تمام آثار او یک مرکز ثقل اساسی دارد و آن انسان، آزادی انسان، کرامت انسان است. وی متکی به انسان و آثار وجودی او است. مولانا یک راه برای جاودانه شدن انسان پیشنهاد میکند و میگوید باید سیر و سلوک کرد، با طی طریق باید به حقیقت رسید. البته مدارجی تا مقامات عالی قائل است و سه مرتبه سیر و سلوک را تعلیم می‌دهد همچنان که پیامبر اسلام هم فرمودند: شریعت که گفتار من است، طریقت که کردار من است، و حقیقت که حالات من است.
 
 

اجرای تئاتر پرفرمنس بی‌چون، نهان به کارگردانی مصطفی شب‌خوان که بر اساس داستان دقوقی و ابدال در مثنوی طراحی شده بود پایان‌بخش برنامه‌های چهارمین همایش مهر مولانا بود.